بدون تردید تبیین و تحلیل دیدگاههای دانشمندان و صاحبنظران در رابطه با (نقش اخلاق و عرفان در سیاست)؛ یعنی (اخلاق) که انسان را به تکامل روحی و درونی رهنمون است و (سیاست مدن) یا مدیریت و حکومت بر جامعه که به تکامل جامعه و ادارۀ جامعۀ انسانی بر میگردد و پیوند آن دو ظرفیت به حکمت نظری که از (هست) ها سخن میگوید و حکمت عملی که از بایدها، شایدها و نشایدها بحث میکند، کاری است سترگ و البته شدنی و نیاز به نگرش هم زمان و همه جانبه به اندیشههای علما و دانشمندان مسلمان و غیر آن دارد. در حالت کلی هر حوزهای اخلاقیات خاص خود را دارد، اخلاقیاتی که اگر دیگری را ملزم به رعایت آن میدانیم خود نیز باید آن را رعایت کنیم و اگر دیگری را از انجام برخی امور نهی میکنیم، خود نیز از ارتکاب آنها پرهیز مینماییم. در حالی که در بسیاری از مواضع سیاسی میبینیم که رقیبان سیاسی یکدیگر را متهم به خروج از این اخلاقیات مینمایند، حال آن که خود به راحتی در جای دیگر همین اصول را زیر پا میگذارند. در چنین مواقعی است که گفته میشود فضای سیاسی دچار بحران بی اخلاقی گردیده است. یکی از معماهای پیچیده در جهان سیاست، رابطۀ اخلاق و سیاست در صحنۀ عمل سیاسی است. جایگاه اخلاق در نظام اجتماعی و رابطۀ اخلاق نظری و سیاست عملی در تاریخ فلسفۀ سیاسی در جهان دارای قدمت وافری است…
این کتاب را نشر « دیدمان» منتشر کرده و توسط فروشگاه اینترنتی رونابوک به فروش می رسد.