در قسمتی از این کتاب می خوانیم: بعد از آن نامه را از میان موی سر خود بیرون آورد و به کوروش داد و کورش نامه را باز کرد و خواند. عزیزم ایام دوری و جدایی از تو بسیار طول کشید و غم جدایی شیرینی کلمات امید وار کننده تو و وعده هایت را از یاد من برد و نا امیدی در دل من سایه انداخت و چنان عالم را در نظرم تیره و تار ساخت که گویی دیگر هرگز روشنی امید در دل تنگ من راه نخواهد یافت و گاهی خبر کشته شدن تو در دربار آزیدهاک شایع می شود و در شهر اکباتان ورد زبان ها می شود و گاهی می گویند تو را دستگیر کردند، هروز با خبر وحشت انگیزی روزگارم را چون شب تار می سازد و بر جراحت قلبم می افزایند… این کتاب را نشر داریوش منتشر کرده و توسط رونابوک به فروش می رسد. نویسنده در این رمان تاریخی به روایت زندگی کوروش کبیر هخامنشی پرداخته است. «مسافرت اکباتان»، «ملاقات مادر و پسر»، «ژوپیتر و شهر پازارگاد»، «مقدمات جنگ»، «غوغای عشق»، «میدان جنگ و محاصره»، «شاهزاده خانم بابلی»، «قلعه سارد»، «معبد بل» و… بعضی از عنوانهای کتاب است. در بخشی دیگر از داستان عشق و سلطنت میخوانیم: «هنوز سپیده نزده بود که تمام برج و باروهای شهر سلطنتی بابل و یک سوم آن آتش گرفت و بابل به تصرف ایرانیان درآمد. در آن روز کامبیز -بزرگترین– کار را انجام داد: تصرف کلده و برج و باروهای شهر، که این جوان شجاع در مدت چند ساعت انجام داد و به جای بابلیان، سربازان شجاع ایران در بالای برجها بودند. دو چیز برخلاف میل و نقشه کورش واقع شده بود، اول آتش گرفتن عمارت و دیگر کشته شدن بالتازار ….. زیرا که کورش نمیدانست سلاطینی را که بر آن غلبه میکند به قتل برساند.» این کتاب را نشر «داریوش» به چاپ رسانده و توسط فروشگاه اینترنتی رونابوک به فروش میرسد.