قصه های پند آموز کهن نشر پیام مقدس (جلد چهارم)

کدکالا14288-HAF-S

در زمان های گذشته دو مرد که با هم دوست بودند تصمیم گرفتند به مسافرت بروند. آنها هرکدام سوار اسبی شدند و به راه افتادند. از شهر که بیرون آمدند به بیابان بزرگی رسیدند یکی از مردها زندگی خوبی داشت. و مقداری پول و سکه طلا با خودش برداشته بود, اما مرد دیگر فقیر بود و پول کمی داشت و برای خرج سفر همان پول کم را با خودش برداشته بود.آن دو رفتند و رفتند تا اینکه خسته شدند و تصمیم گرفتند استراحت کنند. عصر شده بود اما هنوز ناهار نخورده بودند. بساط ناهار را پهن کردند و ناهار خوردند. بعد از ناهار تصمیم گرفتند کمی بخوابند تا خستگی شان در برود و بعد دوباره راه بیفتند. مرد فقیر بقچه اش را زیر سرش گذاشت و خوابید. مرد پولدار کمی دور و برش را نگاه کرد و به دوستش گفت: اینجا امن نیست, ممکن است دزدها به ما حمله کنند.مرد فقیر گفت:فعلا که خسته ایم باید بخوابیم تو هم بخواب اتفاقی نمی افتد طولی نکشید که مرد فقیر خوابش برد. مرد پولدار مدام دور و برش را نگاه می کرد. کمی دراز کشید اما خوابش نمی برد به دوستش نگاه می کرد که راحت خوابیده بود و خرو پف می کرد…(کتاب قصه های پند آموز کهن / دفتر چهارم / صفحه 218 ). این کتاب را نشر «پیام مقدس» منتشر کرده و توسط فروشگاه اینترنتی رونابوک به فروش می رسد.

مشخصات کالا
  • وزن
    470 g
  • ابعاد
    24.5 × 17.5 × 1.5 cm
  • نویسنده
    زینب علیزاده لوشابی
  • مترجم
  • ناشر
    پیام مقدس
  • موضوع
    داستان های فارسی
  • نوع جلد
    گالینگور
  • قطع
    وزیری
  • تعداد صفحات
    224
  • تعداد جلد
    1
  • شابک
    9786007029695
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.