زمانی فروشنده موفقی در شهر بزرگی زندگی می کرد که خود را بسیار موفق ، احساس می کرد او خود را صاحب شان و اعتبار می دید او از لحاظ مالی مستقل در زندگی مرفه و از آرامش روحی و روانی و سلامت کامل برخوردار بود ، در مجموع زندگیش هیجان انگیز و با نشاط بود.افراد زیادی خواهان این که در امور اقتصادی با او وارد معامله شوند و همین طور تعداد زیادی تمایل داشتن با او دوست باشند ولی او در ابتدا تا این حد در کارش موفق نبود. او می دید که فروشنده های موفق با بهره گرفتن از ارزش خدماتشان به دیگران جنس می فروشند. رهبران موفق نیروها و توانایی های خود را عرضه می کنند تا از راه فروش آن چیزهایی را که می خواهند بدست بیاورند. حتی دانشمندان موفق هم دیدگاه ها و نظرات خود را به کسانی که مخارج و هزینه های تحقیقات و مطالعاتشان را فراهم می کنند می فروشند او به خاطر می آورد سالهای زیادی به سختی کار کرده و هرگز در آن زمان نسبت به بقیه وضع مالی خوبی نداشت حالا او از چیزهایی که آموخته بود و می دانست … این کتاب را نشر «آندیا گستر» منتشر کرده است و توسط فروشگاه اینترنتی رونابوک به فروش می رسد.