تناسب به عنوان یک اصل کلی حقوقی در نظامهای حقوقی مدرن، به دنبال این عقیده که شهروندان باید در برابر دولت مورد حمایت قرار گیرند و مداخلات تنظیمیِ دولت بایستی متناسب با اهداف مورد نظر باشد، ایجاد شده است. این اصل ابتدا در نظام حقوقی آلمان پذیرفته شد و پس از آن با گسترش صلاحیتهای اداری، به عنوان یکی از مبانی نظارت بر اَعمال دولت، توسعه یافته است. اصل تناسب که فاقد انعکاس صریح در معاهدات اتحادیه اروپایی میباشد، از سال 1950 میلادی در زمرهی اصول کلی حقوقی اتحادیه اروپایی قرار گرفت و توسط دادگاههای اتحادیه اروپایی در نظارت بر اَعمال نهادهای اتحادیه و دولتهای عضو به کار گرفته شد.
با وجود آنکه کنوانسیون اروپایی حقوق بشر حاوی صریحِ اصل تناسب نمیباشد، اما این اصل در رویهی قضایی دیوان اروپایی حقوق بشر جایگاه ویژهای را به خود اختصاص داده است، به گونهای که با تفسیری از شرایط موجه بودن مداخلهی دولتها در حقهای تضمین شدهی کنوانسیون، این اصل به مبنایی برای سنجش مشروعیت این دست مداخلات بدل گشته است.
در چارچوب نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران، اصول کلی حقوقی فاقد جایگاه در سلسله مراتب هنجارهای حقوقی و به تبع آن رویهی قضایی دادگاهها میباشند؛ اصل تناسب نیز از این قاعده مستثنی نیست و فرآیندهای دادرسی اداری در ایران به شناسایی و کاربست این اصل مبادرت نکردهاند. با این وجود، در آرای دیوان عدالت اداری ایران میتوان مواردی را یافت که به طور تلویحی متضمن اصل تناسب هستند و همچنین قضایای وجود دارند که در صورت شناسایی اصل تناسب در نظام حقوق ایران، امکان استناد به این اصل توسط قضات دیوان وجود داشته است.
این کتاب را انتشارات «خرسنده» به چاپ رسانده و در فروشگاه اینترنتی رونابوک به قروش می رسد.